X
تبلیغات
طرفدارن شاهرخ استخری

طرفدارن شاهرخ استخری

این وبلاگ برای طرفدارای شاهرخ دوست داشتنی هست.

عکس از فیلم فاصله ها

سريال فاصله ها

 

سريال فاصله ها

 

سريال فاصله ها

سريال فاصله ها

 

سهيلي‌زاده «فاصله‌ها» را براي شب‌هاي تابستان آماده مي‌كند

خبرگزاري فارس: مجموعه تلويزيوني «فاصله‌ها» به كارگرداني «حسين سهيلي‌زاده» همزمان با تصويربرداري، مراحل تدوين خود را سپري مي‌كند.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري «فاصله‌ها» در غرب تهران ادامه دارد و تقريباً 40درصد از كار مقابل دوربين رفته است.
بنابراين گزارش، تدوين همزمان كار توسط امين عابدي در حال انجام است و آرمان موسي‌پور نيز موسيقي آن را خواهد ساخت.
فاصله‌ها به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده و تهيه كنندگي محمدرضا شجاعي در 50 قسمت 35 دقيقه‌اي براي گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما توليد مي‌شود و قرار است به صورت هر شبي تابستان روي آنتن اين شبكه برود.
بازيگران اين سريال عبارتند از: دانيال حكيمي، شاهرخ استخري، نيما شاهرخ شاهي، مريم كاوياني، روشنك گرامي، رضا توكلي، حميد شريف‌زاده، احمد قاسمي، نويد قنبريان، مينو شيخان، محمدرضا قياس آبادي، حسن جوهرچي، بهاره افشار و ....
ساير عوامل آن عبارتند از:مديرتوليد: سيد ابوالقاسم حسيني، مدير تداركات: محمود مقدسي، تصويربردار: سهيل نوروزي، صدابردار: مهدي آزادي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزي فرد، طراح چهره‌پردازي: محمد قومي، دستيار اول كارگردان: امير سليماني، برنامه‌ريز: محمد حمزه‌اي، دستيار دوم كارگردان: علي مرعشي، دستيار سوم كارگردان: هديه نصيري، منشي صحنه: آتوسا شاه سياه، تصويربردار پشت صحنه: مهدي حيدري، عكاس: ايران انتظام، مدير مالي: محبوبه بختياري، مدير روابط عمومي:طيبه محمدي رهنما، مدير پشتيباني: سيد مجتبي مؤمني، مشاور فيلمنامه: محمدرضا شفيعي.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:56  توسط شیدا  | 

بازم شاهرخ گل

در شبكه 3 روي ‌آنتن ‌مي‌رود
روايت فاصله‌ها از روابط پدران ‌و ‌پسران
جام جم آنلاين: اين نام‌ها حتما براي شما آشنا هستند: دانيال حكيمي، شاهرخ استخري، حسن جوهرچي و نيما شاهرخ‌شاهي. اين بازيگران را بخصوص در يكي، دو سال اخير در سريال‌هاي مختلف ديده‌ايد؛ سريال‌هايي كه بيشتر آنها را حسين سهيلي‌زاده كارگرداني كرده است.

 مثلا دانيال حكيمي 2 سال پيش در سريال«ترانه مادري» بازي كرد و شاهرخ استخري كه سال گذشته با بازي در سريال «دلنوازان» كلي بين جوانان طرفدار پيدا كرد و نيما شاهرخ‌شاهي كه با بازي در فيلم ترسناك «پارك وي» به دنياي بازيگري پا گذاشت و سال گذشته در چند قسمت از سريال «شمس‌العماره» در نقش يكي از خواستگاران ليلا (هانيه توسلي) ظاهر شد. اين 3 بازيگر اين روزها مشغول بازي در سريال «فاصله‌ها» به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده هستند كه قرار است از ابتداي تابستان از شبكه 3 سيما روي آنتن برود.

سهيلي‌زاده سريال فاصله‌ها را براساس فيلمنامه‌اي از «مسعود بهبهاني‌نيا» مقابل دوربين برده است. پيش از اين بهبهاني، فيلمنامه «ترانه مادري» را براي سهيلي‌زاده نوشته بود. درواقع اين كارگردان با ساخت سريال ترانه مادري بود كه به مسائل جوانان توجه كرد و با ساخت سريال دلنوازان اين نگاه را ادامه داد. در هر دوي اين سريال‌ها سهيلي‌زاده نشان داد كه اگر جوانان به خطا مي‌روند، خانواده‌هاي آنان بي‌تقصير نيستند.

در سريال فاصله‌ها باز هم جوانان محور هستند. يكي از اين جوان‌ها سعيد نام دارد كه استخري نقش او را بازي مي‌كند. ساسان دوست اوست كه ايفاگر نقش او شاهرخ‌شاهي است و در اين وسط يك دختر هم هست كه آيدا نام دارد و بهاره افشاري اين نقش را بازي مي‌كند. بهاره افشاري همان بازيگري است كه با بازي در نقش شيطان در سريال «او يك فرشته بود» به شهرت رسيد. او اين روزها فيلم «تسويه حساب» را بر پرده سينماها دارد.

دانيال حكيمي كه در ترانه مادري نقش منفي را به عهده داشت در سريال فاصله‌ها نقش مرد مذهبي و خوش‌نامي را بازي مي‌كند كه محسن كريمي نام دارد و يك برادر دارد كه به حاج رضا معروف است و رضا توكلي نقش او را بازي مي‌كند.

اشتباه پدران، ناسازگاري پسران

در خلاصه داستان فاصله‌ها چنين آمده است: محسن كريمي (48 ساله) فردي مذهبي و خوشنام در محل و مورد اعتماد همگان و محل رجوع اهالي براي حل مشكلاتشان است. او متوجه سستي ايمان پسرش، سعيد در نماز و تكاليف شرعي شده و راه چاره‌اي مي‌جويد. اما يك حادثه باعث مي‌شود محسن متوجه فاصله زيادي شود كه ميان نگاه او به زندگي و ارزش‌هايش با نگاه سعيد وجود دارد.

سعيد با اتومبيل پدر تصادف مي‌كند. پدر متوجه مي‌شود دختري ناشناس پشت فرمان بوده و جواني به نام ساسان هم آنها را همراهي مي‌كرده است. ساسان كسي است كه پدر مدت‌ها قبل مراوده با او را براي سعيد منع كرده است. پرس و جو و كنجكاوي پدر با مقاومت سعيد روبه‌رو مي‌شود. سعيد روش پدر براي همسريابي، وسواس‌هايش براي احتراز از ساسان و نهايتا نگاهش به كسب درآمد و حلال و حرام كردن‌هايش را قبول ندارد و مورد ترديد قرار مي‌دهد.

پس از آن محسن متوجه مي‌شود پولي كه سعيد از او گرفته نزد ساسان است و سعيد در قبالش ماهانه سود دريافت مي‌كند. سعيد كه جواني سرگشته اما مدعي و طلبكار است، مدتي قبل براي اثبات توانايي خود و كسب استقلال از پدر، مقداري پول را به عنوان قرض از او گرفته اما به جاي سرمايه‌گذاري در محل مورد نظر آن را به ساسان داده است. ساسان هم آن را در شركتي هرمي سرمايه‌گذاري كرده است.

مخالفت پدر با رفتار سعيد و تلاشش براي اصلاح رفتار او بي‌نتيجه مي‌ماند. سعيد به جاي پيش گرفتن راه درست با لجبازي تصميم به تسويه طلب پدر مي‌گيرد و به كمك دوست ديگرش، علي، مقداري وام مي‌گيرد و به پدرش مي‌دهد. رابطه پدر و پسر بيش از پيش تيره مي‌شود. سعيد كه انگيزه‌اي به ادامه تحصيل ندارد، درس را رها مي‌كند و در رستوران يكي از بستگان دور مشغول به كار مي‌شود.

محسن برادر بزرگ‌تري به نام حاج‌رضا دارد. رضا دو فرزند پسر و دختر دارد و برعكس محسن رابطه خوبي با آنها برقرار كرده و موفق شده با رابطه‌اي عاطفي، منطقي، آنها را از لغزش و خطا دور كند. آنها هم بدون پنهانكاري همه مشكلاتشان را با پدر و مادر خود در ميان مي‌گذارند و در كار و تحصيل هم موفق بوده‌اند. رضا، اشتباهات محسن را در ارتباط با فرزندانش عامل اصلي سوءتفاهم و انحراف آنها مي‌داند، چرا كه محسن، فقط به فكر تامين معاش فرزندانش بوده و از تربيت و رابطه عاطفي با آنها غافل بوده است.

فرهاد (شوهرخواهر محسن ـ حسن جوهرچي) از زندان آزاد مي‌شود. فرهاد دوست صميمي محسن بوده كه پس از جنگ رو به كارهاي اقتصادي آورده و در يك سوءاستفاده مالي لغزيده و كارش به زندان كشيده است. محسن در كشف ماجراي سوءاستفاده نقش اصلي را داشته و به همين دليل فرهاد كينه او را به دل گرفته است. اكنون فرهاد بعد از آزادي از زندان در جستجوي كار است و با احساس عقب‌ماندن در زندگي بار ديگر در آستانه سقوط و سوءاستفاده قرار مي‌گيرد.

سعيد در رستوران با دختري به نام آيدا آشنا مي‌شود. مدتي مي‌گذرد تا محسن متوجه ترك‌تحصيل او و كار كردن در رستوران و دروغ‌هايش مي‌شود. جاي انكار براي سعيد باقي نمانده، سعيد علاقه به آيدا و تصميمش براي ازدواج با او را هم به بقيه مشكلاتش اضافه مي‌كند. تحقيق پدر نشان از عدم سلامت خانوادگي آيدا مي‌دهد. سعيد باز هم متفاوت از پدر فكر مي‌كند اما نهايتا ضربه‌اي كه سعيد از كشف ماجراي دوستي همزمان آيدا با ساسان مي‌خورد، شوك تكان‌دهنده‌اي است كه او را به خود مي‌آورد. سعيد در آستانه سقوط توسط پدرش نجات پيدا مي‌كند.امين عابدي، تدوين سريال فاصله‌ها را همزمان با تصويربرداري آغاز كرده و موسي آرمان‌پور قرار است براي آن موسيقي بسازد. از عوامل سازنده اين سريال مي‌توان به تهيه‌كننده: محمدرضا شجاعي، تصويربردار: سهيل نوروزي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزي‌فرد، طراح گريم: محمد قومي، صدابردار: مهدي آزادي، برنامه‌ريز: محمد حمزه‌اي، ديگر بازيگران: مريم كاوياني، روشنك گرامي، حميد شريف‌زاده، احمد قاسمي، نويد قنبريان و... اشاره كرد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 14:35  توسط شیدا  | 

عکس های شاهرخ استخری در مراسم سال تحویل از شبکه 3

سلام به همه دوستان عزیز

خوب هستین ان شاالله؟سال خوبی رو براتون آرزو میکنم

دوستان به در خواست شما یکسری از عکسهای شاهرخ و سیاوش و مهدی ماهانی که در مراسم سال تحویل با اجرای احسان علیخانی پخش شد رو براتون میذارم.این عکسها رو از وبلاگ ساناز و نیلوی عزیزم گرفتم نام سایت این دوستان روی عکس ها درج شده حتما به وبلاگشون سر بزنید چون واقعا تک هستند.

 

 

 

اينم چند تا عكس از كنسرت علي لهراسبي:

 

 

 

 

 

 

نظر بديد!!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 13:24  توسط شیدا  | 

عکس!!

سلام به همه دوستای گلممممم!خوش میگذره؟

سال نو رو پیشاپیش به همه تبریک میگم ان شالله سال خوبی داشته باشین

راستش خبر خاصی جز سریال فاصله ها ندارم که شاهرخ استخری .ارسلان قاسمی.دانیال حکیمی.بهاره افشاری.مریم کاویانی.نسرین مقانلو و نیما شاهرخ شاهی و... در این فیلم بازی میکنن و شاهرخ و ارسلان دو برادر هستند و دانیال حکیمی هم نقش پدر این دو رو ایفا میکنه.

این آخرین آپ سال ۱۳۸۸ هست!

بریم سراغ عکس هایی که میدونم خیلی ها دیدین!

نام منبع روی عکس ها میباشد.

 

 

 

 

 این دو عکسی که پایین میبینید مربوط به امتحانی هست که مجله اتفاق نو از شاهرخ گرفته:

 

 

 

 

 

عیدانه ای متفاوت با سحر قریشی و مادرش( مجله مادران)

بدون ریا و به دور از هر گونه کلاس گذاشتن. دست مادرش را گرفت و به دفتر مجله آمد تا ضمن خسته نباشید به بچه های تحریریه پای گفتگو ویژه عیدانه مجله خودش باشد. وقتی با او هم کلام میشویم اصلا فکر نمیکنیم که او همان یلدای دلنوازان باشد. آنقدر پرشر و شور است که تمام تصورات ما را در هم میریزد.از خودش شروع میکند: من سحر قریشی متولد ششم دی ماه سال شصت و شش هستم و یک دی ماهی هستم. در بیمارستان ثمر گیشا به دنیا آمدم.

بعدا میگم

قبل از اینکه وارد مدرسه بشوم به بازی و بازیگری علاقه خاصی داشتم. وقتی که کارتون نگاه میکردم سعی میکردم به جای شخصیت آن کارتونها بازی کنم و ادایشان را درآورم. اولین باری که جلوی دوربین رفتم آمادگی بودم و شش سال داشتم. حتما دختر کوچولویی را که در بین برنامه های نوروزی از او پرسیده میشد کوچولو کجا میری؟ و جواب میداد بعدا میگم را به یاد دارید. آن دختر کوچولو من بودم که تا سیزده به در همین را تکرار میکرد و آخر کار هم کسی نفهمید دخترک کجا میرود. تا به راهنمایی رسیدم و وارد تاتر کودک شدم و بعد هم دبیرستان شروع شد تا فیلم لج و لجبازی.

همه میگفتند: تو بازیگر میشوی.

در همان زمان کودکی همه میگفتند که سحر تو روزی هنرپیشه میشوی. شاید این را در من دیده بودند و بالاخره روزی بازیگر شدم. این آرزوی من بود و وقتی به این آرزو رسیدم خیلی خوب بود.

انگار از فضا آمده ایم.

بعد از دلنوازان خیلی دیده شدم.این دیده شدن من را اذیت نکرد اتفاقا خیلی هم برایم جالب بود. فقط حاشیه هایی که بعضی ها برایم به وجود می آورند آزاردهنده است. بازیگران را در هر جایی ببینند انگار از فضا آمده اند و این برای برخی افراد عجیب است و فکر میکنند که ما نباید به جایی برویم. این اتفاق عجیبه ولی دوست داشتنی و واقعی است. آن روز در یک مرکز خرید شخصی من را دیده بود و میگفت: خانوم قریشی شما اینجا چکار میکنید؟ و گفتم خب من هم آدمم. مگه از فضا آمدم؟

من و سپهر با هم جابجا شدیم.

تنها دیالوگی را که از کودکی یادم مانده این بود که همه میگفتند من و سپهر برادرم با هم جابجا شدیم. از بس که من شیطان بودم و به اصطلاح از دیوار راست بالا میرفتم. هیچ وقت بازی های دخترانه انجام نمیدادم و اصلا یادم نمیاد که لباس دخترانه پوشیده باشم. فوتبال بازی میکردم و اسکیت. در فوتبال هم یا در پست حمله بازی میکردم یا دروازه بان. من رزمی کار هم هستم.علاقه ی خاصی به کارتون سرنتی پیتی داشتم و همه میگفتند که به او شباهت دارم( با خنده)

زود دلم میشکند.

نقش یلدا به من نزدیک نبود ولی خودم سعی کردم که خودم را به این نقش نزدیک کنم. این قابل هضم تر بود که سحر را به جای یلدا بگذارم چون طبیعی تر می شد.یلدا خیلی صبور بود و خودش را دست مشکلات سپرده بود تا یک جایی میجنگید و بعد از آن صبر میکرد تا مشکلات حل شوند. زود دلم میشکند ولی خیلی زود فراموش میکنم. مگر اینکه خیلی دلم شکسته باشد دیگر به هیچ عنوان نمیتوانم فراموش کنم.

عاشق غذاهای تند هستم.

من عاشق غذا و غذا خوردن هستم. غذاهای خیلی تند را بیشتر میپسندم. مرغ و ماهی را بیشتر از گوشت قرمز دوست دارم.از غذاهای خانگی خیلی به سبزی پلو با ماهی و از فست فودها هم به اسلایسی علاقه دارم.

نصیحت زیاد شنیدم.

مردم من را که بیرون کار میدیدند همه میگفتند خیلی شبیه یلدا هستم. آنقدر همه با سریال ارتباط برقرار کرده بودند قبل از سلام کردن من را نصیحت میکردند( با خنده) برخوردهایی را که دیدم خیلی زیاد بودند. یادم می آید خانوم مسنی مرا در خیابان دید و بغل کرد و گفت: دخترم دنیا همینه. به شوهرت برس باید به غذای مرد برسی تا زندگیت سر و سامون بگیره. من هم هیچی نمیتوانستم بگویم و مردم که میشنیدند فقط میخندیدند. بدترین برخوردها را از طرفداران شاهرخ استخری دیدم. از وقتی که نقشم منفی شد و به کلاهبردای رسید به من میگفتند: خجالت نمیکشی شوهرت را ول کردی و به عموت چسبیدی؟

محبوبیت را دوست دارم.

دوست دارم در عرصه ی بازیگری تا جایی پیش بروم که محبوب باشم. دوست ندارم حتما سوپر استار بشوم. سوپراستاری که نزد مردم محبوبیت نداشته باشد بی فایده است. اول دوست دارم که مردم دوستم داشته باشند بعد... کارهایم را گزیده انتخاب میکنم و کار و فیلمنامه هنری را بیشتر از کار تجاری دوست دارم. دوست دارم با کارگردان هایی هم کار کنم که فیلم های هنری میسازند. شاید در این مدت فیلمنامه خیلی به دستم رسیده باشد ولی پر کاری را دوست ندارم. دوست دارم اگر کاری را هم انجام میدهم کار ماندگاری باشد. از بین تمام نقشها نقش منفی را خیلی دوست دارم. اکثر دوستهای من میگویند چهره ات خیلی مظلوم است ولی زمانی که عصبانی میشوی پوزخند هایت مثل پوزخندهایی است که در فیلم میزنی. نقش منفی را دوست دارم چون خیلی جای کار دارد.

تکیه کلام من...

عاشقتم. این تکیه کلام من است. همیشه و در هر شرایطی خدا را شکر میکنم چه در زمان خوشی و چه زمانی که مشکلی برایم پیش آمده باشد. زیباترین دیالوگ این است که به کسانی که دوستشان داریم بگوییم: خدا حافظت باشه.

 

هیچ وقت آرام و قرار نداشت( ندا افشار از کودکی دخترش میگوید)

آنقدر بین دختر و مادر صمیمیت وجود دارد که احساس میکنی آنها با هم خواهر یا دوست هستند. هوای مادرش را خیلی دارد. ندا افشار مادر سحر قریشی است. سنش را مثل یک راز میداند و از خودش و سحر برایمان میگوید. میگوید از لحظه به لحظه سحر عکس دارد.به جز سحر یک پسر دیگر دارد. سپهر در رشته مرمت آنتیک در تهران تحصیل میکند و اصلا علاقه ای به بازیگری ندارد و اما سحر...

این حس غیر قابل گفتن است

اولین بار که تصویر اورا در برنامه های نوروزی دیدم حسم غیر قابل گفتن بود. آن موقع سحر خیلی کوچک بود . همه میگفتند او یک روز بازیگر میشود و همین هم شد. در مقطع دبستان و راهنمایی هم که بود اورا برای نقش های تاتر انتخاب میکردند و واقعا هم خوب از پس نقش هایش بر می آمد.

قضیه ساندویچ

هر لحظه کودکی سحر برایم خاطره بود و هست. خیلی شیطان بود. یک روز که سحر و سپهر و را آورده بودم بیرون سحر میخواست به من بگوید من ساندویچ میخواهم و زبانش نمیچرخید میگفت: سامه بریچ میخوام. و سپهر مثلا میخواست اشتباه اورا درست کند میگفت: سامه بریچ نه سانجوید.( میخندند) واقعا بر عکس هم بودند. سپهر آرام و سحر شیطان و شلوغ. یک لحظه آرام و قرار نداشت.

دلنوازان نه. دلخراشان

حسی که سر پخش سریال داشتم خیلی خوب بود. اینکه سحر به آرزویش رسیده بود. وقتی پای نقد و ایراد به میان می آمد میگفتم خب حق دارد چون کار اولش است. دلنوازان که نگویید. دلخراشان بود. هر وقت سحر بازی منفی داشت مرا نصیحت میکردند. نظر اطرافیان خیلی متفاوت بود. بعضی ها از گریه کردن های او نالان بودند و بهترین خاطره ام فریاد صمیمیترین دوستم بود که: ندا بهت تبریک میگم. و این بی نظیر بود.

برای موفقیتش دعا میکنم.

خدارا شکر میکنم که سحر به اینجا رسیده است. ولی اورا تشویق میکنم که بالاتر هم برود. همیشه این انرژی پتانسیل از خانواده می آید. ولی دوست دارم اورا روی فرش قرمز جشنواره های بزرگ ببینم و همیشه برای موفقیت او دعا میکنم.

شیطنت های او تمامی نداشت.

یک لحظه در خانه بند نمیشد. آنقدر شیطان و بازیگوش بود. دایم میگفت مرا ببرید بیرون. یک روز ظهر خواب بودم. صدای بسته شدن در را شنیدم و سریع خودم را رساندم و دیدم آروم و پاورچین پاورچین اسکیت هایش را به پایش بسته و میخواهد برود بازی. من به او اجازه نمیدادم که در کوچه اسکیت بازی کند. در مدرسه هم معلم ورزش او بودم.

سوزوکی هشتاد از پدرم خواستم.

از نظر خصوصیات اخلاقی من و سحر خیلی به هم شباهت داریم. من هم شیطنت های سحر را داشتم. یادم می آید وقتی بچه بودم به پدرم میگفتم: بابا اگه من مدرسه را دو سال یکی بخوانم برایم موتور سوزوکی هشتاد میخری؟ خیلی روحیات پسرانه ای داشتم و این اخلاق سحر به من رفته است.

سحر شاگرد برادرم بود.

سال نود و هفت بود که برادرم برای ایران مدال آورد. بعد از آن سحر شاگرد او شد و تکواندو کار کرد و خیلی هم خوب یاد گرفت. بعد هم به صورت حرفه ای کار رزمی را ادامه داد. زمانی که کار دلنوازان پخش شد استادش تماس گرفت و به او تبریک گفت.

 

 

این هم مصاحبه اتفاق نو با شاهرخ:

رویایی ترین سال تحویل شما کدوم سال تحویل بود؟

شاهرخ: نوروز هشتادو هفت که قرار بود تله فیلم تلخون به عنوان اولین تجربه ی بازیگریم مقابل دوربین از تلویزیون پخش شود.

ـ آخرین کاری که در سال هشتادوهشت انجام میدهید چیست؟

شاهرخ: تا بیست و هشت اسفند مشغول بازی در سریال فاصله ها هستم.( راستی بچه ها سریال فاصله ها در تابستان پخش میشه و تیتراژشم قراره علی آقا لهراسبی بخونه)

ـ اولین حرکت مهم شما در سال هشتادونه چه خواهد بود؟

شاهرخ: سعی میکنم تا جایی که ممکن است استراحت کنم چون احتمالا از چهار یا پنج فروردین باید جلوی دوربین بروم.

ـ چهره ی هنری موفق سال چه کسی بود؟

شاهرخ: فاصله ی حمید فرخ نژاد با دیگران خیلی زیاد بود.

ـ برای نوروز کجا را ترجیح میدهید؟

شاهرخ: دور از تهران هرجا که شد.( یعنی افغانستانم پایه ای بریم خدایی؟)

ـ از ببر به عنوان سمبل سال هشتادونه چه میخواهید؟

شاهرخ: یک فیلمنامه ی خوب سینمایی را دم خانه ی ما بیاورد.

ـ مجموع هزینه های شما در سال هشتادوهشت چقدر بود؟

شاهرخ: شکر به اندازه ی کافی

 

در ضمن دعای سال تحویل فراموش نشه (ما رو هم دعا کنید)

پایان ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 15:11  توسط شیدا  | 

خبر جدید و عالی از شاهرخ استخری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Klicken, um in Original Größe zu sehen.

 

سریال " فاصله ها " به کارگردانی حسین سهیلی زاده و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی تابستان سال آینده هر شب از شبکه 3 پخش خواهد شد .

نیما شاهرخ شاهی بازیگر در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت : فاصله ها یک ملودرام اجتماعی است ، که قرار است تابستان 89 به صورت روتیین مهمان خانه های مردم باشد .
شاهرخ شاهی که یکی از نقش های اصلی فاصله هاست افزود : در این سریال نقش منفی ولی جذاب را ایفا می کنم و از دیگر بازیگران این پروژه شاهرخ استخری ، بهاره افشاری ، دانیال حکیمی ، مریم کاویانی ، حسن جوهر چی هستند .
این بازیگر خاطر نشان کرد : تصویر برداری فاصله ها تا چند روز آینده کلید می خورد. فاصله ها به طور کامل در تهران مقابل دوربین خواهد رفت.

 

مصاحبه خواندنی از شاهرخ استخری:

.

*شب عید است و وقت جمع بندی سال!

هر روز که از همر انسان می گذرد تجربه های جدیدی می آموزی و هر روز باید دیدت بهتر از دیروز باشد. همین قائده برای هر سال هم هست و وای به حال کسی که درجا بزند یا خدای نکرده پسرفت کند.

*شاهرخ استخری سال ۸۸ چه کرد؟

مثل همیشه برای کارم زحمت کشیدم و خوشبختانه با موفقیت و اقبال عمومی دل نوازان مزدش را هم گرفتم.

*بهترین سال عمرت بود؟

شاید از نظر دیگران اینطور باشد ولی برای خودم(فکر میکند)

*البته از نظر زندگی شخصی نه!

از نظر کاری هم سال ورودم به عرصه خاطراتی به یاد ماندنی داشت.یا سالی که اولین بار تلخون پخش شد یا...

*حتی سال قبل که ترانه مادری را بازی نکردی!

من با پروژه مثل هیچ کس قرارداد داشتم و نمی توانستم با آقای سهیلی زاده همکاری کنم. هرچند تمایل فراوانی داشتم

*حالا افسوس نمی خوری؟

در زندگی اهل حسرت و آه نیستم. به آینده نگاه میکنم.

*از این بابت که اگر در ترانه مادری بودی زودتر و بهتر دیده می شدی!

معتقدم هر بازیگری برای نقش و جایی آمده و هیچ کس جای کسی را نمی گیرد. من از اول بهزاد بودم نه بهرام.

*یعنی نقشی که سیاوش خیرابی بازی کرد؟

بله. حرف سیاوش شد لازم است نکته ای بگویم.در این سالی که گذشت آنقدر مصاحبات رنگارنگ از قول من چاپ شد که خودم گیج شدم کی هستم چه برسد به مردم! یکجا نوشتند ما از برادر به هم نزدیکتریم و جدایی نداریم فردایش همانجا نوشتند هیچ ارتباطی نداریم! آنقدر از من به سیاوش گفتند و از او به من که حالم بد شد در حالیکه که هیچ کدام از حرفها مال من نبود.

*حالا حرف خودت را بزن. شاهرخ رفیق باز است؟

خیلی معمولی. به همه احترام میگذارم و تعادل را حفظ میکنم.

*حاضری به خاطر یک چیز مهم رفیقی را جا بگذاری؟

در همین سینما مگر خیلی ها به خاطر یک نقش هر کاری نمی کنند؟مگر زیراب زنی در اغلب جاها نیست؟ولی بپرس که من چه پیشنهاداتی را رد کردم و رفقایم را معرفی کردم چون معتقد بودم آن نقش مال من نبود.

*نقش بهزاد چه داشت که انتخابش کردی؟

خود خودم بود! همان شخصیت من.

*بعد دل نوازان سیل پیشنهادات را رد کردی. چرا؟

چون نمی خواهم خود را تکرار کنم.چون به خاطر پول و شهرت وارد این حرفه نشده ام و میخواهم بمانم.

*فیلم مورد علاقه ات چیست؟

دزد عروسکها!

*حالا چرا برنگشتی به تئاتر یا در سینما فعال نیستی؟

چون در تلویزیون خیلی سرم شلوغ بود و درضمن پیشنهادات خوبی نداشتم.

*برگردیم به جمع بندی سال ۸۸. علت موفقیت در دلنوازان چه بود؟

انتخاب های درست . عوامل حرفه ای.زحمت و تلاش همه جانبه.دلسوزی همه برای هم.رفاقت پشت صحنه و صمیمیت گروه.

*رمز موفقیت خودت؟

همیشه سعی میکنم و ترجیح میدهم با کسی کار کنم که اورا بشناسم.

*از خودت در سال ۸۸ راضی هستی؟

در راستای اهدافم پیش رفتم.

*سر سفره هفت سین دعا میکنی؟

کسی را میشناسی که دعا نکند؟من هم برای خود و خانواده و هم وطنان آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم و از خدا می خواهم همه به حقشان برسند و برای آرزوهایشان تلاش کنند.

*نوروز ۸۹ کجایی؟

قصد دارم برای استراحت سفر کنم.

*اولین عید عمرت را به یاد می آوری؟

۴-۵ ساله بودم لباس های نو و سر سفره نشستن برایم جالب بود و بزرگتر ها را زیر نظر داشتم.

*عیدی هم گرفتی؟

عیدی همیشه در خانه ما ثابت است. اسکناس لای قرآن.

*خودت هم عیدی می دهی؟

بله به کوچکتر های فامیل.

*هنوز هم کسی به تو عیدی میدهد؟

ندهد به زور میگیرم!مگر من چند سال دارم؟

*سال ۸۹ ازدواج می کنی؟

(می خندد)این داستان ازدواج ما هم از سریال ۹۰ قسمتی طولانی تر شده.انقدر قصه و شایعه شنیده ام و انقدر مرا به خانه بخت فرستاده اند که باور نمی کنی.

*درست مثل داستان مدیر برنامه هایت!

تعداد مصاحبه هایم به انگشتان یک دست نمی رسد و در تک تک آنها رسما فریاد زده ام:

((بابا! من نه مدیر برنامه دارم و نه علاقه ای به داشتن آن دارم)) ولی کو گوش شنوا!

*حالا معیار هایت را برای ازدواج بگو.

مثل همه. بلوغ فکری و رسیدن به حس مسئولیت پذیری زمان ازدواجم را تعیین میکند و علاقه داشتن تفاهم مقابل سطح فرهنگی یکسان موقعیت اجتماعی و تحصیلات و درک.

*پول چی؟ یا شهرت؟

اصلا وقتی برای خودم مهم نباشد در انتخاب همسرم مهم باشد؟

*حرفی ناگفته داری؟

خدا توفیق بدهد همه سلامت زندگی کنیم صادق باشیم و در حرفه نان بازوی خود را بخوریم.

نوروزتان پیروز. عیدتان مبارک.

 

 

 

 

 

نظر فراموش نشوددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 2:37  توسط شیدا  | 

انتخاب دلنوازان به عنوان برترين سريال شبانه

سلام به همه ی دوستای گلم

ببخشید من یه مدت طولانی(خیلی طولانی)نبودم!راستش هیچ خبری از شاهرخ عزیز نداشتم اما حالا یه خبر دارم که میدونم همه میدونید اونم اینه که شاهرخ بهترین بازیگر مرد سریال های شبانه شده و این باعث خوشحالیه

امیدوارم یه روز به زودی زود سیمرغ بلورین رو دریافت کنه

دومين شب از مراسم معرفي برترين‌هاي شبكه جهاني جام جم به برترين مجري زن و مرد برنامه‌هاي زنده، برترين برنامه زنده تخصصي و عام، برترين سريال شبانه و برترين بازيگران آن اختصاص داشت.
به گزارش ايسنا: شامگاه پنجم بهمن ماه در برنامه جشن فجر و برترين‌هاي شبكه جام جم از نگاه مخاطبان، سريال «دلنوازان» به تهيه‌كنندگي مهران مهام و ايرج محمدي به عنوان برترين سريال شبانه شبكه جام جم از نگاه مخاطبان معرفي شد.
همچنين شاهرخ استخري عنوان برترين بازيگر مرد اين سريال را كسب كرد و روناك يونسي نيز عنوان برترين بازيگر زن را به خاطر حضور در سريال رستگاران به خود اختصاص داد.
بهترين مجري زن برنامه‌هاي زنده اين شبكه «روشنك عجميان» به خاطر اجراي برنامه «چشم‌انداز» برگزيده شد و محمود شهرياري به خاطر اجراي برنامه «صميمانه» عنوان برترين مجري مرد برنامه‌هاي زنده را به دست آورد.
برترين برنامه زنده عام از نگاه مخاطبان شبكه جهاني جام جم هم برنامه صميمانه به تهيه كنندگي فريد شب‌خيز اعلام شد.
برترين برنامه زنده تخصصي از نگاه مخاطبان شبكه جهاني جام جم به برنامه "ايران جهاني در يك مرز" به تهيه كنندگي محمد اينانلو اختصاص يافت و محمد اينانلو رتبه برترين مجري برنامه‌هاي زنده تخصصي از نگاه مخاطبان شبكه جهاني جام جم را نيز كسب كرد.
مراسم تقدير از برگزيدگان شبكه جهاني جام جم از نگاه مخاطبان دوشنبه پنجم بهمن ماه در تالار شهر جزيره كيش با حضور مدير اين شبكه و مديران گروه اين كانال برون‌ مرزي و مهمانان جشن فجر و برترين‌هاي شبكه جهاني جام جم از نگاه مخاطبان برگزار شد.
در اين مراسم، علاوه بر مسعود روشن‌پژوه، محمود شهرياري و كاظم احمدزاده نيز حضور داشتند و محمد اصفهاني هم به اجراي برنامه پرداخت.
بخشي از اين مراسم به شكل توليدي ضبط مي‌شود تا بعد از پايان اين جشن‌ها و در ايام دهه فجر براي فارسي‌زبانان خارج از كشور پخش شود.
از مراسم ديشب كه تا نيمه‌هاي شب ادامه داشت مردم زيادي استقبال كرده بودند و علاقه‌مندان زيادي هم خواستار حضور در اين مراسم بودند.

 

اینم چندتا عکس منبع عکسها روی خود عکس میباشد!

 

 

 

 

اینم یه عکس از شاهرخ در لحظه ای که به عنوان بهترین بازیگر مرد انتخاب میشده!

 

 

 

 

 

 

 

 اینم عکس از سحر قریشی و سمانه پاکدل(عجب عکسی انداختنااااااااااااااا)

 

 

نظز بدین تا دوباره یه جوری نشه که بذارم برم ۱ماه دیگه بیام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 2:13  توسط شیدا  | 

عکس نداشتم بوخوداااااااااااااااا!

سلام!خوب هستین؟

من یه مدتیه هیچ عکس و خبر دهن سوزی پیدا نمیکنم که بذارم واسه همین از باقی بازیگرای دلنوازان میذارم

این عکس ها رو ببینید

نام منبع بالای عکسها هست

نظر هم فراموش نشوددددددددددد

 

tpyzxpcppxueelmg7eqq.jpg

 

بابا خوش تیپ هاااااااااااااااا

t5rwww628d89kdg9b7f.jpg

چه خوشحالن!دارن عکس خودشون رو میبینن

ru4srtvq24k7spa282bf.jpg

مثل آدم عکس گرفتن بالاخره!

 

ng3xagl790gw0q0rhfg6.jpg

نه خدایی!جون من قیافه ها رو نیگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!

در ضمن این لینک رو برای کسایی گذاشتم که نتونستن دانلود کنند

اگر در سایت عضو نیستید یه قسمتی از سایت نام کاربری و رمز عبور خواسته(سمت چپ سایت ببینید حتما پیداش میکنید)

نام کاربری رو  shahrokhjun

و رمز عبور رو   1234567890

وارد کنید سپس دانلود کنید.

بازنگری این صفحه دانلود پشت صحنه دلنوازان

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 4:15  توسط شیدا  | 

 

 

 

نام منبع زیر عکسا هست. درسته وبلاگه شاهرخه ولی خوب بعضی وقتا هم آدم کم میاره دیگه!

در ضمن هرچی بیشتر تهدید میکنم نظرا کمتر میشه پس بهتره دیگه تهدید نکنم

راستی من یه تشکر هم به ساناز دوست عزیزم به خاطر این قالب زیبا که برای وب من درست کرده بدهکارم

واقعا ازش ممنونم زحمت کشید

دست خواهر گلم سانازی درد نکنه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 4:14  توسط شیدا  | 

دلنوازان تموم شد!!!

سلام بچه ها

خوبین؟

من که خوب نیستم آخه دلنوازان تموم شدددددددددددددددد!

حالا شبها به چه امیدی کنترل رو بردارم و با هیجان بزنم شبکه۳؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی خدایی هندی تموم شدااااااااااااااااا!!!!

چندتا عکس از وب مهشید جون کش رفتم(http://www.shahrokhestakhri.blogfa.com/)

حتما ببینید

راستی نظرات خیلی کمه منم که کله شق!یهو دیدین یه روز اومدین به وب سر بزنین با این متن مواجه شدین:



                                        وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

          ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد

                                     Blog not found
 

یعنی وبلاگم رو حذف کردم!!!!!!!!!!!!!!!حالا تصمیم با خودتونه!!!

بریم سراغ عکسای کش رفته:

 

 

 

 

 

خوب تموم شد

بازم یاد آوری میکنم

نظر فراموش نشه

راستی چندتا عکس هم از یلدا در ادامه مطلب گذاشتم

فوق العاده است این یلدا!(خدا واسه شوهرش نگهش داره)

(حیف که پسر نیستم وگرنه حتما براش مزاحمت ایجاد میکردم!!!{یکی بگه آخه مرض داری مگه؟!})

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 1:51  توسط شیدا  | 

دانلود پشت صحنه سریال دلنوازان

سلام

دوستان خوب هستین؟

دلنوازان رو دنبال میکنید؟روزهای آخر رو پش ت سر میذاره و...

تموم شه دیگه ما شبها چیکار کنیم؟

منتظر چی باشیم؟؟؟؟؟

این لینک رو گذاشتم میتونید دانلود کنید

حدودا ۳۰ تا۴۵ دقیقه وقت میبره

دانلود پشت صحنه دلنوازان هست حتما ببینید خالی از لطف نیست

نظر هم فراموش نشوووووووووود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بازنگری این صفحه دانلود پشت صحنه دلنوازان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 23:23  توسط شیدا  |